وب گیتاریست
- وب جاو
مومیایی چیست ؟ چرا در قدیم اجساد مردگان را مومیایی میکردند ؟
مومیایی به جسدی گفته میشود که پوست و گوشت خشک شده آن در اثر تماس عمدی یا تصادفی با مواد شیمیایی، سرمای فوقالعاده زیاد، رطوبت بسیار پایین یا عدم وجود هوا حفظ شدهاست. مومیایی کردن، روشی برای حفظ جسد است که در آن امعا و احشا و مغز را پیش از خواباندن جسد در سدیم کربنات از بدن خارج میکردند و سپس در نوارهای پارچهای میپیچیدند.مومیایی کردن اجساد اشراف و امرا در مصر باستان مرسوم بوده است. مومیاییها مربوط به سالهای خیلی دورتر است.
در سالهای اخیر چندین فیلم سینمایی نیز به نام مومیایی ساخته شده است.
مومیاییها در مصر
مصریان باستان معتقد بودند که روح فرعون برای سفر به زندگی دوباره به یک کالبد نیاز دارد. به علاوه، اگر اجازه داده میشد تا بدن بعد از مرگ بپوسد، روح محکوم میشد که تا ابد به تنهایی بگردد. مصریها میخواستند از سفر موفق حکمرانشان به جهان دیگر مطمئن باشند، جایی که بر اساس اعتقاد آنها حاکم میتوانست امنیت مردمش را تا ابد تضمین کند. به همین دلیل آنها شیوهٔ خاصی را به نام مومیایی کردن ابداع کردند که پیکر فرعون و نیز اعضای خانوادهٔ او و اشراف برگزیده را که اجازه ورود به جهان زیرین را داشتند، حفظ میکرد.
هنگامی که فرعون میمرد، مستخدمان بدن او را به معبدی نزدیک آرامگاهش میبردند. ابتدا کاهن حنوطکننده بدن حاکم را به آرامی روی یک میز باریک قرار میداد و اندامهای داخلیاش را تخلیه میکرد تا مانع پوسیدگی شود. سپس از طریق بینی با یک قلاب دراز مغز را قطعهقطعه خارج میکردند. تنها اندامی که برداشته نمیشد، قلب بود زیرا گمان میکردند که مرکز روح باشد. بعد از تخلیهٔ اندامها، بدن فرعون با شراب خرما شستشو داده میشد و با صمغ مُر و عطر پُر و دوباره دوخته میشد. سپس حنوط گران آن را با ناترون، نوع خاصی از نمک قلیایی، میپوشاندند تا مایعات درون بافتهای بدن خشک شود. بعد از هفتاد روز، بدن خشک شده را در رود نیل میشستند و روی پوست روغن و موم میمالیدند. سپس پیکر را در نوارهایی از کتان نازک میپیچیدند.
اگر تمام این عملیات درست انجام میشد، بر اساس اعتقاد مصریها، فرعون مرده به زودی به زندگی باز میگشت. هنگامی که بدن مومیایی میشد، وقت برگزاری مراسم یادبود فرا میرسید. جسد را در سه تابوت بزرگ تودرتو میگذاشتند. سپس هر سه تابوت را در یک تابوت بزرگتر سنگی میگذاشتند و روی یک پایه تابوت قرار میدادند که به آرامگاه کشیده میشد.
خرید بهترین فلزیاب های دنیا 09013545415
برچسبها: مومیایی چیست ؟ چرا در قدیم اجساد مردگان را مومیایی میکردند ؟ مومیایی ها
برای بعضی از افراد که نمیدانند مومیایی چیست باید بگوییم که مومیایی عبارت است از یک جسد که بدنش یا از روی عمد محافظت میشود یا اینکه به سبب بعضی عوامل طبیعی اعم از شیمیایی، سرمای بیش از اندازه ، میزان رطوبت بسیار پایین یک منطقه، یا فقدان هوا محفوظ و ماندگار میشود. مومیاییهایی از حیوانات و انسانها در سراسر جهان یافت شده است که یا مخصوصا مومیایی شده اند یا به سبب عوامل محیطی از فساد و نابودی حفظ شده اند. تعداد زیادی از این مومیاییها هزاران سال قدمت دارند که با حقه زدن به مرگ و جلوگیری از فساد و نابودی شان معروف شده اند. در این متن قصد داریم ۱۰ مومیایی جالب توجه را معرفی کنیم (دراصل به خاطر داستانی که پشت آنها پنهان است یا سالم ماندن باورنکردنی بدنشان)، اغلب آنها نیز هنوز قابل نمایش برای عموم هستند.
۱۰٫ المر مک کوردی
المر مک کوردی
المر مک کوردی (ژانویه ۱۸۸۰ تا ۷ اکتبر ۱۹۱۱) قانون شکنی بود که در یک درگیری یا جنگ با تفنگ در Osage Hills در اوکلاهاما کشته شد. وقتی که هیچکس مسئولیت این جسد را نمیپذیرد و آن را نمیخواهد! مسئول کفن و دفن آن را با موادی بر پایه ارسنیک مومیایی میکند و به مردم اجازه داده شد که «قانون شکنی که تسلیم نمیشد» را به بهای یک سکه ببینند و آن سکه را در دهان المر میگذاشتند که مامور کفن و دفن بعدا میتوانست سکهها را بردارد.
۵ سال بعد، مردی که با یک کارناوال مسافر آمده بود ادعا کرد که برادر المر است که مدتهای طولانی از او خبر نداشته او میخواست برای برادرش یک مراسم تدفین مناسب برپا کند. با این حال او نزدیک دو هفته همراه با کارناوال جسد المر را به نمایش گذاشت. بعد از آن به مدت ۶۰ سال جسد المر به موزههای مومی، کارناوالها و خانههای جن زده فروخته میشد.
صاحب یک خانه جن زده نزدیک «مونت روشمور» از خریدن این مومیایی امتناع کرد، چراکه او فکر میکرد بدن المر دراصل یک مجسمه است و به اندازه کافی شبیه آدم نیست. در طول فیلمبرداری فیلم «مرد شش میلیون دلاری» که دسامبر ۱۹۷۶ انجام شد، عوامل فیلم میکردند که این مومیایی در حقیقت یک مجسمه مومی است که از یک چوبه دار آویزان کرده اند. وقتیکه بازوی آن شکسته و جدا شد تازه فهمیدند که این مجسمه دراصل مومیایی المر مک کاردی است که بالاخره هم در تاریخ ۲۲ آپریل ۱۹۷۷ در بخش «بوت هیل» قبرستان Summit View در گوتری، اوکلاهاما دفن شد. و ۲ یارد مکعب بتون روی تابوتش قرار دادند تا دیگر هرگز آسیبی بهش وارد نشود.
۹- ولادیمیر لنین
ولادیمیر لنین
ولادیمیر ایلیچ لنین (۱۰ آپریل ۱۸۷۰- ۲۱ ژانویه ۱۹۲۴) یکی از رهبران سیاسی و متفکران انقلابی قرن ۲۰ بود که سال ۱۹۱۷ حزب قدرتمند بلشویک را در روسیه تشکیل داد و راس قدرت اتحاد جماهیر شوروی محسوب میشد. سال ۱۹۱۸ او از یک اقدام به ترور نجات پیدا کرد، اما به شدت مجروح شد. سلامتی او تحت تاثیر قرار گرفت و در می ۱۹۲۲ از یک حمله ای که او هرگز به طور کامل مداوا نشد رنج میبرد. در دسامبر ۱۹۲۲ حمله دومی به او دست داد و تاحدودی بخش راست بدن او را فلج کرد و سبب شد از فعالیتهای سیاسی کناره گیری کند. در سال ۱۹۲۳ حمله سومی در پی داشت و در اثر این جمله قدرت صحبت را از دست داده و لال شد و تا زمان مرگش یعنی ۲۱ ژانویه ۱۹۲۴ زمین گیر شد. او زمان مرگ ۵۳ ساله بود و در زادگاهش Gorki Leninskiye مرد. جسدش مومیایی شد و در مقبره لنین در موسکو به نمایش گذاشته شد و تا به امروز نیز در همانجاست.
۸- قدیس برنادت
قدیس برنادت
قدیس برنادت فرزند ماریا برنادا سوبیروس (۷ ژانویه ۱۸۴۴- ۱۶ آپریل ۱۸۷۹) در شهر لوقد در جنوب فرانسه به دنیا آمد پدر او یک آسیابان بود. علی رغم اینکه بدن او به صورت تکنیکی مومیایی نشده است، او هم قطعا میتواند جایی در لیست ما داشته باشد. از ۱۱ فوریه تا ۱۶ جولای ۱۸۵۸، ۱۸ بار «بانوی جوان کوچکی» را دیده است. علی رغم تردید اولیه کلیسای کاتولیک نسبت به این موضوع، اما بالاخره بعد از یک تحقیق متعارف ارزشمندی این اعتقاد اعلام شد و این دیدار قدیس برنادت را مریم مقدس دانستند. بعد از مرگ برنادت جسدش صحیح و سالم باقی ماند و در نمازخانه کوچک قدیس برنادت در شهر «نورس» قابل نمایش است. در ۱۸دسامبر ۱۹۳۳ کلیسای کاتولیک به او عنوان قدیس داد.
۷- Juanita
مومیایی دوشیزه یخی
Juanita (دوشیزه یخی) هشتم سپتامبر ۱۹۹۵ در قله «آمپاتو» در پرو کشف شد. او ۵۰۰ سال پیش زمانی که قربانی شده ۱۲ تا ۱۴ سال سن داشته- یک نوع افتخار بزرگ برای اینکاها- آنها اعتقاد داشتند خدای آمپاتو برای آنها آب آورده و از فروریختن بهمن جلوگیری میکند و درقبال از آنها قربانیان انسانی میخواهد. در تحقیقات بعدی اسکلت یک پسر و دختر جوان و یک زن نیز کشف شد همراه با اشیائی که پیشکشی به خدایان هستند. انفجار کوه آتشفشانی نزدیک «سابانسایا» یخ و برف ۵۰۰ ساله ای که Juanita را احاطه کرده بود ذوب کرد. او هنوز هم کاملا یخ زده است. پوست، ارگانهای داخلی بدن، موها، خون، و حتی محتویات معده اش سالم مانده است و بنابراین به دانشمندان کمک میکند نگاهی اجمالی به زندگی اینکاها بیندازند. لباس Juanita از بهترین پارچههای شهر Cuzco که نزدیک ترین قربانگاه نزدیک پایتخت اینکاها بوده است. طرز لباس پوشیدنش اینگونه نشان میدهد که یکی از اشراف زادههای خانواده Cuzco بوده است.
Juanita به عنوان زیباترین و بی گناه ترین دختر انتخاب شده بود و او برای «زندگی ابدی با خدایان» ضمانت داده بود. درحالیکه جسدهای دیگر در پایین کوه وجود داشتند ولی آنها هیچ کدام به پاکیزگی و ارزش Juanita نبودند. درهرحال تلاش فوق العاده ای لازم بود (از ملازمان مذهبی، روستاییان، تدارکات، آب و نیز عناصر سمبولیک که در مراسم تدفین استفاده میشود- همه بر پشت صدها نفر حمل میشدند) تا آیین قربانی کردن در این هوای سرد و خطرناک در ارتفاع ۲۰٫۰۰۰ فوتی Mount Ampato برگزار شود. Juanita با یک ضربه قوی به سرش کشته شده است و احتمالا قبل از اجرای مراسم نوشیدنی chichi ( نوشیدنی قوی که توهم زا هم هست) به او داده شده است. در سال ۱۹۹۶ رئیس جمهور کلینتون عکسی از Juanita دید: «اگر من مرد مجردی بودم از مومیایی میخواستم بیرون بیاد. او یک مومیایی زیبا است! Juanita در موزه Museo Santuarios de Altura، در Arequipa پرو نمایش داده میشود.
۶٫ اوتزی- مرد یخی
اوتزی- مرد یخی
اوتزی یا مرد یخی بهترین مومیایی است که به روش طبیعی حدود سال ۳۳۰۰ قبل از میلاد مومیایی شده است (۵۳ قرن پیش). مومیایی در سپتامبر سال ۱۹۹۱ در در یخهای کوههای آلپ در مرز میان ایتالیا و دره “اوتزتال” اتریش کشف شد. لقب مومیایی هم از اوتزتال جاییکه در آنجا کشف شد گرفته شده است. او قدیمیترین مومیایی طبیعی انسانی اروپاست که اطلاعات بی سابقه ای از عصر مس در اروپا به دست باستان شناسان داد. دلیل مرگش هم احتمال زیاد ضربه به سر بوده است. جسد و متعلقات آن در موزه باستان شناسی جنوب تیرول در بولزانو در شمل ایتالیا قرار دارد.
۵- جینجر
جینجر
«جینجر» لقبی است که به بدن مومیایی شده مردی داده شده است که برخی اعتقاد دارند قدیمیترین مومیایی مصری شناخته شده است. این مومیایی بیش از ۵۰۰ سال پیش مرده، موهایی طلایی، انگشتها و حتی ناخنهایش کاملا مومیایی شده است. جینجر در Gebelein مصر پیدا شد و به دوره «پردیناستیک» آخر حدود ۳۴۰۰ قبل از میلاد یا پیش از آن مربوط میشود. قبل از توسعه مومیایی، اجزای باقیمانده بدن آدمی را درون قبرهای کم عمق در تماس مستقیم با گرما، شنهای خشک قرار میدادند، این عمل باعث میشد آب بدن که ۷۵ درصد وزن بدن را تشکیل میدهد کشیده شود. عدم وجود نم و رطوبت مانع نفوذ باکتری و فاسد شدن میشود و در نتیجه جسد سالم میماند. باوجود این هنوز قطعی نیست که مومیایی شدن جینجر عملی دستی بوده یا طبیعی. اگرچه از زمان جینجر مردهها را ا مقداری از ظروف سفالی دفن میکردند احتمال دارد این عمل مومیایی از سوی کسانی بوده که و را دفن کرده بودند و میخواستند بدنش را حفظ کنند. اکنون جینجر در موزه بریتانیا نگهداری میشود.
۴- مرد Tollund
جسد باتلاقی
جسد مومیایی شده مردی (جسد باتلاقی) است که طی قرن ۴ قبل از میلاد در دوران عصر آهن پیش از رومیها زندگی میکرد و به صورت طبیعی مومیایی شده است. او در ماه می ۱۹۵۰ در یک باتلاق ذغال سنگ در Jutland پنسیلوانیا در دانمارک پیدا شد. سر و صورت او در آن زمان خیلی خوب حفظ شده بود، به همین خاطر تا مدتها به اشتباه تصور میشد که قربانی قتل بوده است، باوجود این بعدها کشف شد که حدود ۱۵۰۰ سال پیش مرده است ! بعد از انجام آزمایشهایی روی مومیایی دلیل مرگش اعدام و به دارآویخته شدن اعلام شد- دلیل آن هم خطوط واضح طناب زیر چانه و اطراف گردنش بود، باوجود این هیچ علامتی در پشت گردن که گویای گره طناب باشد دیده نشد. مومیایی در موزه سیلکبورگ دانمارک نگهداری میشود اگرچه تنها سر مومیایی اصل هست و بدن دراصل نسخه ساخته شده ای است که به سر وصل شده است.
۳- لومباردو روزالیا
لومباردو روزالیا
Tollundلومباردو روزالیا کودکی ایتالیایی است که سال ۱۹۱۸ در پالرمو، سیسیلی به دنیا آمد. این دختر در ششم دسامبر ۱۹۲۰ براثر ذات الریه درگذشت. پدر روزالیا که از مرگ دخترش فوق العاده ناراحت بود سراغ دکتری به نام آلفردو سالافیا رفت که درکار تاکسی درمی و مومیایی و حفظ اجساد بود تا دخترش را ماندگار کند. او یکی از آخرین مومیاییهایی بود که به سرداب کاپوچین پالرمو در سیسیل راه پیدا کرد. روش نگهداری او بدین صورت است که در حالت خوابیده قرارش داده اند برای همین لقب «زیبای خفته» به او داده اند. این دختر یکی از سالم ترین مومیاییهای جهان است و باور اینکه نزدیک ۹۰ سال مرده است برای همه سخت است. سالهای زیادی فرمول ترکیبات برای چنین مومیایی باشکوه فاش نشده بود، اما اخیرا کشف شده است که ترکیبی از فرمالین، نمکهای روی، الکلع اسید سالیسیلیک و گلیسیرین به او تزریق کرده اند.
اکنون فرمالین به صورت گسترده ای مورد استفاده افرادی است که کار مومیایی میکنند، فرمالین ترکیبی از فرمالدئید و آب است که باکتریها را میکشد. دکتر سالیافیا یکی از اولین افرادی بود که از این ماده برای مومیایی کردن جسدها استفاده میکرد. الکل به کمک شرایط هوایی خشک مقبرهها باعث خشک شدن بدن روزالینا شده و به مومیایی شدن کمک میکند. گلیسیرین هم مانع زیادی خشک شدن جسد او شده و اسید سالیسیلیک از رشد قارچها جلوگیری میکند.
طبق گفته ملیسا ولیامز مدیر اجرایی انجمن مومیایی کنندگان آمریکایی نمکهای روی اصلی ترین ماده در حفظ و عدم فساد روزالینی هستند از وقتی این ماده برای مومیایی استفاده میشود زمان زیادی نمیگذرد. روی به جسد او استحکام داده است. شما میتوانید او را درون تابوتش نگاه کنید و ببینید هیچ حائل و وسیله ای برای صاف ایستادن ندارد.
۲٫ توت انخ آمون
توت انخ آمون
توت انخ آمون (تاریخ تولد حدودی ۱۳۲۳ تا ۱۳۴۱ قبل از میلاد) فرعون مصری هجدهمین خاندان پادشاهی به عنوان پادشاهی جدید شناخته شده است. توت انخ آمون در سن ۹ سالگی فرعون شده و حدود ۱۰ سال تا زمان مرگش حکمرانی کرد. مقبره توت انخ آمون در دره پادشاهان (که هنوز آنجا اقامت دارد) سال ۱۹۲۲ توسط هوارد کارتر به صورت دست نخورده کشف شد. این مقبره کامل ترین مقبره سلطنتی مصری ای است که تابحال کشف شده است.
برای تمام مصریان باستان زندگی پس از مرگ از اهمیت بسیار بالایی برخوردار بود و برای خاطر همین موضوع بدنهایشان را برای همیشه فسادناپذیر میکردند. آنها جهان پس از مرگ را مانند همین جهان میپنداشتند و تصور میکردند باید از بدنشان در آن دنیا استفاده کرده و به این دلیل اجساد را مومیایی میکردند. مصریهای باستان اعتقاد داشتند در جهان پس از مرگ بدن منزلی برای شخصی به اسم کا، با و آخ میشود و بدون آن شخص فرد بی هویتی بدون بدن در جهان دیگری است که مدام سرگردان است.
کا نسخه المثنی کمتر جامد بدن است. بدون یک بدن جسمانی روح مکانی برای منزل گزیدن ندارد و ان فرد برای همیشه محکوم به بی قراری است. «با» قادر بود که مقبره را ترک کرده و دوباره دوستان فرد درگذشته را در جهان مادی ملاقات کند. «آخ» روح فناناپذیر است و زمانیکه «کا» و «با» بعد از انجام شدن عمل داوری فرد درگذشته به هم ملحق شدند، پدیدار میشود. مرحله مومیایی یک دوره ۷۰ روزه را طی میکند و برای تمام طبقه مردم مصری از فقیر تا غنی انجام میشود. مراحل مومیایی کردن ۷۰ روزه به شرح زیر است: ۱۵ روز برای تمیز کردن و شستشو، یک دوره ۴۰ و ۱۵ روزه هم برای نوار پیچی و بسته بندی کردن. توت انخ آمون یکی از مشهورترین مومیایی مصری است و ماسک مرگش یکی از مشهورترین تصاویر در دنیای ماست. دلیل مرگ توت انخ آمون هنوز کشف نشده و باز جای تحقیق و بررسی زیاد دارد.
۱٫ بانوی دای (Xin Zhui)
بانوی دای
در سال ۱۹۷۱ کارگران چینی درحالیکه یک پناهگاه حملههای هوایی نزدیک شهر چانگشای را حفاری کردند به معبدی عظیم به نام Han Dynasty-era برخوردند که حاوی ۱۰۰۰ عدد مصنوعات دستی بود و نیز یک مومیایی که بهترین و کامل ترین مومیایی بود که تابحال یافت شده. این مقبره متعلق به Xin Zhui همسر مرزبان «هان» که بین سالهای ۱۴۵-۱۷۸ قبل از میلاد حدودا در سن ۵۰ سالگی مرد. جسد او آنقدر خوب حفظ شده بود که وقتی پیدا شد مثل جسد فردی بود که تازگیها مرده و برای کالبدشکافی آورده شده است. پوست او نرم، اعضای بدن کاملا انعطاف پذیر؛ موها و ارگانهای درونی کامل؛ و حتی باقیماندههای غذایی که خورده بود در معده اش یافت شد و خون گروه A هنوز در رگهایش وجود داشت. متخصصان کشف کردند او از نوعی بیماری انگلی، درد قسمت پایینی کمر، انسداد رگها رنج میبرده و قلبش بیش از اندازه آسیب دیده بوده (علائم و نشانههای بیماری قلبی که بر اثر چاقی، عدم فعالیت بدنی و پرخوری زیاد به وجود میآید) و در زمان مرگش اضافه وزن داشته است.
«راز بانو دای» هنوز حل نشده است. دانشمندان اعتقاد دارند برای مومیایی کردن فوق العاده او ۲۲ جامه سیلک و کنفی و نیز ۹ روبان سیلک مورد استفاده قرار گرفته و خیلی محکم او را با این پارچهها بسته اند. لباسها را دورن تابوت قرار کرده اند تا جسد در آنجا محکم شده و از هوا خالی شود. مقبره نیز دو قسمت درونی و بیرونی دارد که بیش از ۵۰ فوت در زیر زمین قرار دارد و نیز ۴ عدد تابوت که او درون آن دفن شده است و هر کدام درون تابوت دیگری قرار دارد. بااین حال برخی از دانشمندان گمان میکنند کلید اصلی کشف راز مومیایی او مایع قرمز رنگ ناشناخته ای است که درون تابوتی که در آن کشف شد قرار دارد. چیز دیگری که این راز را پیچیده تر میکند وجود دو مقبره دیگر در نزدیکی مومیایی است که درون آنها دو مومیایی زن به نام Sui Xiaoyuan و Ling Huiping یافت شد که به همین شیوه مومیایی شده بودند. مومیایی ۲۰۰۰ ساله بانوی دای اخیرا در موزه محلی «هونان» قرار داده شده است.
*
پمپئی باستانی
یکی از نتایج وحشت انگیز فوران آتش فشان وزو در سال ۷۹ بعد از میلاد تعدادی حفره بود که بر روی بازماندههای آتشفشانی حول و حوش پمپئی پدیدار گشت و نشان از اجساد مومیایی مردم و حیواناتی داشت که بر اثر پیشروی آتشفشانی کشته شده و در همانجا مدفون شده بودند. آنها قربانیان آتشفشان وزو هستند که قبل از سوختن و نابود شدن به صورت پیکرههای محکم و جامدی درآمده اند و برای همیشه ماندگار شدند. در کاوشهای اولیه Giuseppe Fiorelli که این پیکرهها را کشف میکرد گفت آنها که تمایل به فرار داشتند محکوم به فنا شدند و آخرین لحظه زندگیشان در تاریخ ثبت شده است و وجود ترس و وحشت دراین انسانها به وضوح میتوان دید. واقعا تصور ترس و وحشت این ارواح بیچاره بدشانس امکان پذیر نیست. این مورد آخر با نمونههای قبلی متفاوت است چرا که اینها مومیاییهای تنها نیستند شهروندانی هستند که در زمان ثابت مانده اند. اکثر این مردمان منجمد شده در اطراف شهر پمپئی و موزه باستان شناسی ناپل نگهداری میشوند.
خرید بهترین فلزیاب های دنیا 09013545415
برچسبها: مومیایی با هزاران سال قدمت اجساد مومیایی برتر و معروف در جهان مومیایی ها
مردههاییكه حافظه تاریخ هستند
اولین كلمهای كه پس از شنیدن كلمه مومیایی به ذهن شما میآید چیست؟ لابد تصویری از فیلمهای هالیوودی؛ انسانهایی متعلق به دوره مصر باستان كه با پارچههای به بدن آویخته و صورتهای پوشیده شده با پارچه، به دل مخاطب خود وحشت میاندازند. اما در واقعیت مومیاییها چیزی متفاوت با این تصویر فانتزی و كلیشهای هستند.
شاید برای بسیاری سخت باشد كه یك مومیایی واقعی میتواند كت و شلوار پوشیده با آراستگی هرچه تمامتر در جایی نشسته باشد. یا از دیگر سو شاید اصلا برای بسیاری تركیب «مومیایی طبیعی» قابل هضم نباشد وقتی آنها همیشه تصور میكنند مومیاییها همیشه بدنشان با مومیا یا فرآورده حیات بخشی برای زندگی ابدی كه كاهنان مصر باستان به آن دست یافتند، اندود شده باشد.
در علم باستانشناسی، مومیاییهای طبیعی در واقع انسانهایی هستند كه به واسطه شرایط خاص اقلیمی و جغرافیایی پس از مرگ، اجسادشان به همان شكلی كه در زمان حیات بوده بدون تجزیه محافظت شده و از خطر از بین رفتن محفوظ ماندهاند.
شاید به همین سبب باشد كه باستانشناسان از طریق مومیاییهای طبیعی به رمز و رازهای بسیاری از زندگی انسانها در دوران مختلف پیمیبرند و شاید به همین علت باشد كه انسانشناسی نیز یكی از زیرشاخههای اصلی علم باستانشناسی است.
در این مطلب برجستهترین كشفیات علم باستانشناسی در زمینه مومیاییها كه پس از كشف، سر و صدای زیادی را نیز به دنبال داشته است، با هم میخوانیم. جالب اینجاست كه مردان نمكی ایران هم براساس گزارش دانشگاه آكسفورد ازجمله مومیاییهای مهم تاریخ باستانشناس جهان به شمار میروند.
مردان نمكی، برترین مومیاییهای طبیعی
شاید اگر تیغهای بولدوزر معدن نمكی در چهرآباد زنجان نبود، بخش مهمی از تاریخ باستانشناسی جهان در حوزه مومیاییهای طبیعی پنهان میماند. كشفی كه هرچند یك اتفاق ساده باعث آن شد، اما در ادامه همین اتفاق ساده فعالیت ماشینهای بزرگ حمل سنگ نمك آسیبهای زیادی به قدیمیترین مومیاییهای طبیعی جهان وارد كرد.
خاصیت شیمیایی نمك باعث میشود محیطی تجزیهناپذیر برای نباتات به وجود بیاید و همین مساله باعث شد تا مردان نمكی نیز رویینتن شده و هیچ وقت تجزیه نشوند.
نمك در عصر باستان عنصری گرانقیمت و حیاتی برای مردم به شمار میرفت. گرچه استحصال نمك نیز در آن زمان مشكلات زیادی به همراه داشت و مردان قوی هیكلی را طلب میكرد كه بتوانند از كوهها بالا بروند و البته در میان معادن به كشف بپردازند. مردان نمكی ایران نیز همان كارگرانی هستند كه نزدیك به ۳ هزار سال پیش برای استخراج نمك به معدن رفتند و دیگر باز نگشتند. تاكنون ۶ مرد نمكی در اطراف معدن چهرآباد زنجان كشف شده است.
چندی پیش ۸ نمونه از پارچههایی كه در لباس مردان نمكی استفاده شده است و همچنین بافتهای نرم بدن آنها برای انجام آزمایشهایی كه قدمت اجساد را مشخص كند به دانشگاه آكسفورد فرستاده شد كه در انتها مشخص شد مرد نمكی شماره ۲ تقریبا همزمان با مرد شماره یك در ۱۸۰۰ سال پیش یعنی اواخر دوره اشكانی در معدن مدفون شده است.
بر خلاف تصوری كه پیش از این وجود داشت نتیجه آزمایش روی مردان شماره ۳ و ۴ نیز نشان داد آنها حدود ۵۰۰ سال پیش از مردان شماره ۱ و ۲ یعنی تقریبا ۲۳۰۰ سال پیش و نزدیك به دوره هخامنشی در اثر ریزش معدن مردهاند. نتیجه آزمایشات حاكی از آن بود كه معدن چهر آباد نخستین بار در حدود ۲۵۰۰ سال پیش مورد بهرهبرداری قرار گرفته و ۲۳۰۰ سال پیش نیز برای نخستین بار ریزش كرده است.
بر اساس عقیده باستانشناسان مردان نمكی شماره ۳، ۴ و ۵ در نخستین ریزش معدن كشته شدند و وقتی حدود ۵۰۰ سال بعد دوباره معدن به بهرهبرداری میرسد، یك بار دیگر ریزش كرده و مردان شماره ۱ و ۲ را زیر آوار مدفون میكند. مردان نمكی به واسطه نوع مومیایی شدنشان نمونهای كامل و بینقص از مومیاییهای طبیعی در دنیا به شمار میروند كه حتی تنه به مومیایی طبیعی مرد یخی یكی از قدیمیترین مومیاییهای طبیعی جهان نیز میزنند.
مرد یخی اوتزی
موضوع بسیار ساده بود. ۵۳۰۰ سال پیش، مردی برای شكار به كوه میرود و البته نمیداند چند مرد برای قتلش به دنبال فرصت مناسبی میگردند. تمام ماجرای مومیایی طبیعی مرد یخی همین چند سطر بود.
باستانشناسان یخ زدن سریع در هوای بسیار سرد و بوران شدید را باعث مومیایی شدن مرد اوتزی میدانند.
مرد اوتزی (Otzi) كه او را مرد یخی نیز مینامند، ۳۳۰۰ سال پیش از میلاد میزیست. او هماكنون قدیمیترین مومیایی طبیعی اروپا نام گرفته است. در واقع اوتزی نمونه بسیار خوبی برای نشان دادن پیشرفتهای انسانی در عصر مس به شمار میرود.
جالب آن است كه در كنار اوتزی ۵۳۰۰ ساله، یك تبر مسی نیز پیدا شده است. یك كمان با تیر و چاقویی در كنارش به همراه كفشهایی كه بتواند روی برف با آن راه برود. همچنین باستانشناسان در كنار مرد یخی وسایل ابتدایی آتش درست كردن را نیز پیدا كردند.
باستانشناسان هنوز علت اصلی مردن این مومیایی ۵۳۰۰ ساله را كشف نكردهاند، اما تیری كه در شانه وی فرو رفته، به دلایل فراوان علت اصلی مرگ او بوده است. روی انگشت شست دست این مومیایی طبیعی جای بریدگی عمیقی وجود دارد كه پژوهشگران به دنبال كشف علت آن هستند.
جالب آن است آزمایش DNA از روی لباس این مرد یخزده، خون ۴ نفر دیگر را نشان میدهد كه باستانشناسان مدتها به دنبال علت آن بودند. باستانشناسان معتقدند اوتزی بینوا در حال نبرد با ۴ نفر بوده است و در نزاعی نابرابر به قتل رسیده است. باستانشناسان آخرین غذایی كه مرد یخی خورده است را از معده او بیرون آوردند كه بر همین اساس مرد بیچاره یخی در روز آخر عمرش تنها مقداری میوه به همراه مقداری جو و البته چرم بسیار نازكی از بز كه كوهنوردان برای جلوگیری از گرسنگی میجوند، خورده بود و بس.
توت عنخ امون
منصفانه نیست وقتی از مومیاییها حرفی به میان میآید، یادی از توت عنخ امون مصری نشود.
در علم باستانشناسی مومیاییهای طبیعی در واقع انسانهایی هستند كه به واسطه شرایط خاص اقلیمی و جغرافیایی پس از مرگ اجسادشان به همان شكلی كه در زمان حیات بوده بدون تجزیه محافظت میشوند
در سال ۱۹۲۲ باستانشناس انگلیسی به نام هوارد كارتر هنگام حفاریهای باستانی در نزدیكی الاقصر، مقبره توت عنخ امون را كشف كرد. توت عنخ امون از فرمانروایان سلسله هجدهم مصر بود كه در حوالی سال ۱۳۴۸ پیش از میلاد به سلطنت رسید. جسد مومیایی شده این فرعون در تابوتی به طول ۱۸۰ سانتیمتر قرار داشت كه حاوی ۱۰۶۵ كیلوگرم طلا بود. روی نوارهای صورتش، صورتك بسیار زندهنمایی از طلا و پر از جواهرات قرار داده بودند. مجموعه شگفتآوری از انگشتر و گردنبند و طلسم و زینتآلات نفیس در لابهلای پارچههای كفن یافت شد. اندامهای داخلی بدن فرعون را در آورده و پس از مومیایی كردن در یك صندوق جداگانه از جنس رخام گذاشته بودند. مومیایی و تابوت هنوز در مقبره هستند و طلا و جواهرات در موزه ملی مصر سالهاست در قاهره به نمایش گذاشته شدهاند.
موزه مومیاییها در مكزیك
دیدن یك مومیایی شاید به تنهایی وهم برانگیز باشد، حال اگر قرار باشد موزهای از مومیاییهای تاریخی در مقابل انسان قرار بگیرد، دیگر بحث از یك وهم كوچك فراتر میرود. موزه مومیایی مكزیك كه فعالیت رسمی خود را از سال ۱۸۶۵ آغاز كرد و البته تا سال ۱۹۵۸ فعالیت داشت، همین موزه تاریخی است. شكلگیری این موزه نیز در جای خود قابل توجه است.
سالها پیش در شهر كوچك گوآنا خوآتو در مكزیك مقرراتی وضع شد تا از خویشاوندان مردههایی كه دارای قبر رسمی در گورستان شهر هستند، مالیات اخذ شود. اما خویشاوندان مردگان تنها به مدت ۳ سال توانستند مالیات قبرهای خویشاوندان خویش را بدهند و سپس تصمیم گرفتند قبرهای خویشاوندان خویش را بشكافند و جنازهها را برای دفن در گورستانی دیگر بیرون بكشند.
اما آغاز این كار در ۹ ژوئن ۱۸۶۵ با موضوعی خارقالعاده همخوان شد. آنها در گوشهای از گورستان به طور اتفاقی با تپهای از جنازههای مومیایی شده كه به صورت كامل مومیایی شده بودند، روبهرو شدند. همین مساله باعث شد سیل باستانشناسان به این محل روانه شود. تمام اجساد تاریخی كشف شده در این محل با مایع مومیایی اندود شده بودند كه نشان از سبقه تاریخی در این محل میداد.
كشف مومیایی در مكزیك صحبت جدید بود، اما بسیاری بر این عقیده بودند كه این مساله میتواند مومیایی كردن در امپراتوری اینكاها را به اثبات برساند. این امپراتوری زمانی بخش بزرگی از آمریكای جنوبی از جمله پرو و بولیوی امروزی تا مركز شیلی و بخشهایی از آرژانتین را در برمیگرفت كه ۱۵۳۲ میلادی با تهاجم اسپانیاییها فروپاشید.
برای بسیاری شگفتآور بود كه گورستان محلی این شهر تمامی جنازههای مومیایی شده را در زیرزمینی نگهداری كرده است؛ اما چیزی نگذشت كه راز این مومیاییهای تاریخی نیز كشف شد. همه این مومیاییها مومیاییهای طبیعی بودند كه بر اثر نوع اقلیم و جغرافیای این شهر به طور طبیعی مومیایی شده بودند.
شاید برای بازدیدكنندگان از این موزه (قبرستان) بازدید از یك مومیایی كودك بیشتر از دیگر مومیاییها قابل توجه باشد. این مومیایی در واقع در جهان به عنوان كوچكترین مومیایی دنیا شناخته میشود. این مومیایی كمی بزرگتر از یك قرص نان است و به طور طبیعی مومیایی نشده و باز هم رازهای بسیاری را در مقابل باستانشناسان قرار داده است.
مومیایی راهب ژاپنی
مومیاییها شاید در تاریخ باستانشناسی ژاپن جایی نداشته باشند، اما این كشور چند مومیایی طبیعی دارد كه از چند هزار سال قبل با عنوان مومیاییهای راهب شوكوشینبوتسو (Sokushinbutsu) شناخته میشوند.
مومیایی شینویوكای شونین Shinnyokai Shonin مشهورترین این مومیاییهای تاریخی است كه در مقبره دایینیچی بو در كوه مقدس یودون نگهداری میشود.
بر اساس تحقیق باستانشناسان، این مومیایی باستانی به نوعی خود مومیایی شده است، زیرا براساس رسمی قدیمی در آیین بودا او میبایست برای جاودانه شدن در ۳ سال آخر عمرش تنها خشكبار و غلات ویژه و پوست و ریشه درختی خاص را مصرف كرده و تنها چایی سمی را مینوشید كه از شیره ضعیف شده درختی به نام اوروشی تهیه میشد.
جالب اینجا بود كه این سم هر روز در كاسهای ریخته میشد كه درجهبندی شده بود و هر روز بر مقدار سم افزوده میشده تا بدنش به طور كامل از درون خشك شود. این موضوع ادامه مییافت تا اینكه راهبه در قبری میرفت كه تنها كمی از قدش بزرگتر بوده و البته به حالت لوتوس به انتظار مرگ نشسته است. این انتظار ادامه مییافت تا راهبه هر روز زنگی را به صدا درمیآورد تا دیگران متوجه شوند كه او هنوز زنده است. روزی كه صدای زنگ دیگر نمیآمد اطرافیان دریچه مقبره را با این هدف كه راهبه به طور كامل مومیایی شده است با گچ میبستند.
كوهی كه این مومیایی در آن نگهداری میشود در واقع به واسطه ویژگیهای اقلیمی اطرافش در بهار هوا ذرات اسید آرسنیك دارد كه در نگهداری این مومیاییها به خودی خود كمك میكند.
راهبهای دخمه صومعه سیسیل
اما از دیگر سو، یك اتفاق بسیار ساده باعث شد تا چندی پیش بزرگترین مجموعه مومیاییهایی عصر جدید كشف شوند. این اتفاق در حالی افتاد كه دخمه صومعه سیسیل ایتالیا گشوده شد و بازدیدكنندگان از این دخمه، نزدیك به ۸ هزار جسد مومیایی شده در حالی كه با میخهای درشت به دیوار آویخته شده بودند را كشف كردند.
باستانشناسان در بدو ورود با اتاقی روبهرو شدند كه پر بود از اسكلتهای بیشمار انسانهایی كه كنار هم ایستاده بودند و نكته قابل توجه آن بود كه تمامی مومیاییها بر اساس شغلی كه داشتند كنار هم قرار گرفته بودند. آنها در بدو ورود با اتاقی مربوط به دكترها، اتاقی مربوط به زنان، اتاقی مربوط به دخترهای ازدواج نكرده و البته اتاقی نیز مخصوص كودكان روبهرو شدند.
باستانشناسان پیبردند این اجساد كه به طور طبیعی مومیایی شدهاند مربوط به مراسمی مذهبی هستند كه در نوع خود بینظیر است.
براساس اطلاعات به دست آمده، قدیمیترین نعش موجود در این مقبره مربوط به راهبه سیلوسترو گابیو مربوط میشود كه سال ۱۵۹۹مرده است. باستانشناسان او را سرسلسله جمع شدن این همه مومیایی كنار هم میدانند. او معتقد بود هوای خشك میتواند باعث ایجاد مومیایی طبیعی در انسانها و البته زندگی دائمی آنها شود. به همین علت جنازهها را از دیوار آویزان میكرد تا مایعات درون بدن آنها بتدریج خارج شود و سالها بعد جنازههایی كه مانند میوههای خشك شده تغییر حالت داده بودند را با سركه میشست و بعد از آن بود كه لباسهای مردگان را برای ایستادن همیشگیشان در حالت مومیایی تنشان میكرد.
مومیایی مسافر
اما وقتی از مومیاییهای طبیعی كمی دور میشویم به مومیاییهای مدرن نزدیك میشویم.
مومیایی بعدی در واقع شاید مشهورترین مومیایی مدرن باشد كه شاید بسیاری در مورد ماجرای اعجاب برانگیز آن باخبر باشند.
ولادمیر ایلیچ لنین، رهبر انقلاب بولشویكهای روسیه همین مومیایی مشهور است كه در ۲۱ ژانویه ۱۹۲۴ مرد.
شاید او هرگز باور نمیكرد در مقابل نگاه كمونیستی او كه به زندگی پس از مرگ باور نداشت، بسیاری از همفكرانش میخواستند با مومیایی كردن او به زعم خودشان جاودانهاش كنند. او وقتی مرد دولت كمونیستی آن زمان تصمیم گرفت برای آنكه همیشه نگاه مردم به جنازه رهبرشان بیفتد، آن را مومیایی كنند. به همین منظور در سال ۱۹۳۰ قبر لنین پس از دفن دوباره نبش شد تا به شهر تیمن در شمال روسیه و در سیبری انتقال یابد.
اما سران كمونیست تصمیم گرفتند در این انتقال، جسد با مواد مومیایی اندود شود تا جنازه برای انتقال سالم بماند. روسیه در آن زمان زیر حملات نازیها و بیشترین حجم فشار به سمت سیبری نشانه رفته بود. به همین منظور در مارس ۱۹۴۵ هیات حاكمه بر اتحاد جماهیر شوروی قانونی را تصویب كرد كه براساس آن جنازه لنین را از سیبری دوباره به مسكو بازگرداند. این بار برای آنكه مومیایی اصلا آسیب نبیند گروهی ویژه از مومیایی كارهای حرفهای آن زمان كه پدر و پسری معروف بودند موظف به انجام این كار شدند. ایلیا زبارسكی و پسرش بوریس زبارسكی به طور اختصاصی به مومیایی كردن بدن لنین پرداختند.
این گروه ویژه از آن به بعد مقرراتی را برای نگهداری از این مومیایی وضع كردند تا تابوت وی در دمای ۱۶ درجه سانتیگراد و رطوبت ۸۰ تا ۹۰ درصد نگهداری شود.
بر اساس این مقررات میبایست هفتهای یكبار بدن مومیایی شده با یك مایع ملایم گندزدا پوشیده شود تا پوست لنین از هرگونه آسیبی دور بماند. جالب آن بود قرار بود هر ۱۸ ماه یك ماه بدن در حمامی از گلیسیرین و پتاسیم به مدت ۳۰ روز گذاشته شود.
در این مدت لباسهای لنین به دقت هرچه تمامتر شسته و اتوكشی خاصی میشود. جالب آن است كه هر ۳ سال یكبار لنین دارای یك دست كت و شلوار نو میشود.
ناراحتكننده است كه پس از بحران اقتصادی جهان كه فراگیر شده مسوولان تهیه وجوهات برای نگهداری و حفاظت از جسد مومیایی لنین دوران سختی را پشتسر گذاشتند و نتوانستند كت و شلوار ابریشمی نویی برای وی تهیه كنند.
فیلسوف مومیایی
مصریان باستان اعتقاد داشتند حفظ بدن مومیایی شده، روح را بعد از مرگ قدرتمند ساخته و این روح قدرتمند شده میتواند به جسد بازگردد. این جمله كلیشه بسیاری از مطالبی است كه با موضوع مومیایی همراه است. این تفكر اما سالها بعدتر از حكومت فرعونهایی كه میخواستند برای همیشه زنده بمانند بر انسانهای مدرن نیز تاثیر گذاشت.
سالها بعد از مومیایی شدن توت آنخامون فرعون مصری، این بار ایده مومیایی شدن توسط جرمی بنتهام، فیلسوف اخلاقگرای انگلیسی محقق شد تا وی در كنار این اندیشه معروف كه وظیفه قانونگذار باید این باشد كه حداكثر خوشی و آسایش را برای حداكثر افراد تامین كند به این موضوع بیندیشد كه راستی مومیایی شدن چه طعمی دارد.
وقتی این فیلسوف كهنه كار انگلیسی در ۶ ژوئن ۱۸۳۲ درگذشت وصیتنامهای نوشت كه سالها بعدتر از وی اسطورهای در میان مومیاییهای جهان ساخت.
بنتهام در وصیتنامهاش از خویشاوندانش خواست پس از مرگ، تمامی ثروتش به بیمارستانی محلی در انگلیس داده شود، اما شرط او این بود كه همیشه در جلسات هیات مدیره حاضر باشد.
وی دكتر هاوارد اسمیت را برای تدارك مومیایی جسد خویش انتخاب كرد. اسمیت اسكلت را مهیا كرد و یك شبیه مومی از سر بنتهام ساخت و به آن چسباند، سپس لباس و كلاه مناسبی هم برایش تهیه كرد. به این ترتیب ۹۲ سال تمام جرمی بنتهام در تمام جلسات حضور یافت.
اما سالها بعد باستانشناسان به رمز و رازی جدید در مورد این مومیایی پی بردند. اینكه متاسفانه مومیاگر انگلیسی صدها سال قبل بخوبی نتوانسته بود از عهده این كار برآید. سر این فیلسوف به طور درست مومیایی نشده و وی مجبور شده بود سر مصنوعی برای بدن این فیلسوف ایجاد كند. وی برای این كار سر اصلی را مدتی پنهان كرده بود، ولی در انتها مجبور شد در مقابل بدن اصلی این مومیایی قرار دهد. باستانشناسان اكنون سر اصلی این مومیایی را برای جلوگیری از تجزیههای احتمالی به محیط امنی غیر از اتاق جلسات هیات مدیره آن بیمارستان انتقال دادهاند.
خرید بهترین فلزیاب های دنیا 09013545415
برچسبها: اجساد مومیایی شده عجیب مومیایی ها اجساد مردگان مومیایی های طبیعی
مومیاییها بعد از داستانهای دراکولا و فراکشتاین، موضوع اصلی بسیاری از فیلمهای ترسناک هستند.
شاید این موضوع به راحتی قابل توضیح باشد. مومیاییها بدنهایی هستند که بیش از حد معمول نگهداری شدهاند و این ماجرا باعث ترس بسیاری از ما میشود.
مصر مرکز مومیایی
بسیاری از مومیاییهای معروف اهل مصر هستند. مصریان قدیم بسیاری از بزرگان خود را به روش مومیایی نگه داشته و دنیا را در تعجب و حتی شگفتی گذاشتهاند. در طول ۲۰۰ سال گذشته مومیاییهای بسیاری توسط دانشمندان و محققان در مصر مورد بررسی قرار گرفتهاند و تلاش برای یافتن تعداد بیشتر آنها به خصوص در مصر هنوز هم ادامه دارد.
اینکه در مورد مومیاییها اطلاعات بیشتری بدست آوریم در شناخت زندگی انسانهای قدیم کمک زیادی به ما میکند. با مطالعه روی مومیاییها دانشمندان اطلاعات زیادی بدست آوردهاند که برایشان بسیار قیمتی است.
مومیایی چیست؟
مومیایی به بدن فردی گفته میشود که سالهای سال قبل جان خود را از دست داده است اما بدنش به شکل نادری سالم مانده است. معمولا وقتی انسانی جان خود را از دست می دهد به دست طبیعت سپرده میشود و خیلی زود تنها اسکلتی از وی باقی میماند.
تبدیل شدن بدن به چند استخوان و یا در واقع همان اسکلت مدت زمان زیادی وقت نمیخواهد. چرخه طبیعت به شکلی طراحی شده است که بدن خیلی زود به خاطر باکتریهای موجود در هوا تجریه میشود.
تنها اگر محیطی که بدن بیجان انسان در آنجا قرار گرفته خشک باشد این اتفاق دیرتر میافتد. زیرا باکتری برای زنده ماندن و تولید مثل کردن به هوا و گرما احتیاج دارد و بنابراین در هوای مرطوب بدن زودتر از هم پاشیده میشود.
حال اگر شرایط هوا سرد و یا خشک باشد و اکسیژن کافی وجود نداشته باشد باکتریها نمیتوانند به درستی زندگی کنند و آن زمان است که بدن میتواند هزاران سال تا حدی سالم بماند.
این توضیح در واقع همه آنچه است که باید در مورد چگونگی سالم ماندن بدن در مومیاییها دانست. آنها با نرسیدن اکسیژن به بدن و در نتیجه زنده نماندن باکتریها سالم ماندهاند.
نمونه بسیار مشهود این سالم بودن اجساد نمونهای است که سال ۱۹۹۱ توسط کوهنوردان ایتالیایی در آلپ پیدا شد. بدن فردی که ۵۳۰۰ سال قبل جان سپرده بود به خاطر سرمای شدید و وجود برف تا حد بسیار زیادی سالم مانده بود. این مومایی با سلامتش توانست رازهای بسیاری را برای محققان اروپایی در مورد زندگی گذشتگان فاش کند.
مومیاییهای کشف شده در بیابان “تاکلیمکان” هم توانستند رازهای زیادی را در مورد زندگی افراد کهن که در این منطقه زندگی میکردند روشن سازند. وجود خالکوبیهای مشابه در مورد مومیاییهای آسیایی و اروپایی فرضیههای بسیاری را برای محققان مهیا کرده است که برای کشف آنها هنوز تحقیقات ادامه دارد.
مومیایی مصری
مومیایی شدن انسانها در ۳۰۰۰ سال قبل در مصر آغاز شد. مصریها در ابتدا اجساد بستگان خود را با تعداد کمی از متعلقاتشان داخل شنهای بسیار گرم قرار میدادند اما پس از سالها تصمیم گرفتند آنها را با قرار دادن در جعبه هایی به شکل تابوت بهتر نگهداری کنند.
اما این کار برای آنها جوابگو نبود زیرا آنها میخواستند عزیزانشان را هر طور که شده به شکلی نگهداری کنند که به اسکلت تبدیل نشوند و اینجا بود که دانشمندان مصری وارد کار شدند.
در اوایل کار مومیایی کردن، اجساد در پارچههایی پیچیده میشدند که هوا به سختی وارد آنها میشد و شکل انسان را کامل به خود میگرفت. این کار در روزهای اول مرگ به نظر درست میرسید و نظر را تامین میکرد اما پس از گذشت زمان این اجساد هم به خاطر وارد شدن باکتریها خیلی زود به اسکلت تبدیل میشدند و باقی نمیماندند.
پس راه جدیدی برای نگهداری آنها پیشنهاد شد. آنها اجساد عزیزان و بزرگان خود را در کنار رود نیل میبردند و به خوبی شستشو میدادند تا به اصطلاح آنها را برای زندگی آینده آماده کنند. سپس این اجساد به خانه مومیایی برده میشدند تا راه جدید که کشف شده بود روی آنها پیاده شود.
افراد مومیایی میشوند
برای اینکه جسد فردی سالم بماند و باکتریها دیرتر به سراغ او بروند راهی که به نظر مصریان رسید آن بود که ارگانهای داخلی بدن افراد را خارج کنند. آنها مغز و دیگر ارگانها را از بدن خارج میکردند زیرا ظاهرا معتقد بودند که افراد در زندگی بعد از مرگ خود احتیاجی به آنها ندارند.
بقیه ارگانها بدن به جز کلیهها از بدن خارج میشدند. قلب افراد مرده در بدنها باقی می ماند زیرا آنها تصور میکردند که همه احساسات و عواطف و تفکر فرد توسط قلبش صورت میپذیرد و به همین دلیل قلب نیز در بدن باقی میماند.
پس از شستشوی دوباره بدن افردی که تمام ارگانها بدنشان را از دست داده بودند آنها آماده مومیایی شدن میشدند. بدن این افراد ابتدا با پودری به نام “ناترون” پوشیده میشد. این پودر را مصریهای قدیم از ترکیبات سدیم در سواحل نیل بدست آورده بودند . این ماده باعث جذب بالای رطوبت میشد و میتوانست بدن را بدون آنکه تغییری در رنگ و شکل پوست ایجاد کندخشک کند.
بدن افراد برای مدت ۳۵ تا ۴۰ روز آغشته به این پودر باقی میماند تا به طور کامل خشک شود. در این مدت یک نفر باید به طور متوالی از جسد مراقبت میکرد زیرا بوی شدید ناشی از آن میتوانست توجه لاشخورها را به خود جلب کند و مومیایی را به خطر بیندازد.
بعد از این مدت، جسد به خانه “تمیز سازی” منتقل میشد. در این خانه، داخل بدن هم با “ناترون” پر شده و بدن به مرکز “باند پیچی” منتقل میشد.
باندپیچی شدن اجساد کار بسیار مهمی بود که برای مدت دست کم یک یا دو هفته به طول میانجامید. افراد ثروتمند برای این کار مقدار بسیار زیاد پارچه “لینن” را به مومیاییسازها میدادند تا اجسادشان را در آنها بپیچند.
آنها برای باند پیچی کردن اجساد ابتدا از دستها و و پاها شروع میکردند و همه نقاط را به خوبی پوشش میدادند. وقتی همه جای بدن به خوبی جداگانه باندپیچی میشد نوبت به باند بستن به تمامی بدن میرسید. انها با استفاده از چسبهای قوی باندها را به شکلی میچسباندند تا از بدن جدا نشود و به اصطلاح هوا به بدن نرسد.
چرا باند پیچی؟
علت اینکه مصریان اجساد را برای مومیایی شدن باند پیچی میکردند، نرسیدن رطوبت به اجساد برای تخریب نشدن، شکل دادن به آنها شبیه انسانها و در نهایت جلوگیری از متلاشی شدن بود.
پس از باندپیچی شدن نوبت به گذاشتن آنها در تابوت میرسید. صورت مومیاییها با ماسکهای متنوع پوشانده میشدند و در تابوت قرار میگرفتند و این زمان بود که دیگر مومیایی حاضر بود.
دیگر مومیاییهای قدیمی:
گرچه مصریها سابقهدار ترین و متبحرترین افراد در ساخت مومیاییها هستند اما در جوامع دیگر نیز مومیایی ساخته میشده است.
تحقیقات نشان میدهد که در شمال شیلی قبل از مصریها اجساد مومیایی میشدند که قدیمیترین مومیاییها را تشکیل میدهند.
در آمریکای جنوبی و پرو و چین نیز مومیاییهای بسیاری کشف شدهاند که رازهای بسیاری را گشودهاند.
مومیاییهای جدید:
در قرن ۱۹ و ۲۰ علاقه به مومیایی شدن گسترش یافت. اینکه اجساد به شیوه مصریها مومیایی شوند مورد تعجیب و شگفتی همگان قرار گرفت و افراد بسیاری نیز درخواست مومیایی شدن کردند.
جدیدترین و معروفترین مومیاییها “ولادیمیر لنین” انقلابی روسیه است. لنین در سال ۱۹۲۴ درگذشت و همان زمان تحت تاثیر کشف چندین مقبره مصریان قدیم بود به همین خاطر دستور مومیایی شدن او در کرملین صادر شد.
موادی که به بدن لنین زده شده همچنان توسط روسهای به عنوان راز نگه داشته شده است اما این مواد به شکلی انتخاب شدند که “لنین” حتی مایعهای بدنش را هم از دست نداد و کاملا سالم ماند.
خرید بهترین فلزیاب های دنیا 09013545415
برچسبها: در دوران باستان چگونه اجساد مردگان را مومیایی میکردند ؟ مومیایی ها اجساد
آیا در ایران باستان اجساد مردگان را مومیایی میکردند؟
یک«افسانه» در کرمان همچنان نبش قبر میشود؛ افسانه مومیایی کردن اجساد در ایران باستان. توهمی که هر ساله قاچاقچیان زیادی را به قبرستانهای کرمان میکشاند و با وجود تکذیبهای فراوان و اعتراضهای گسترده جامعه باستانشناسی همچنان کشف اجساد مومیایی شده در این استان کویری را در صدر اخبار قرار میدهد و داد و فغان باستانشناسان را بلند میکند. باستانشناسانی که «میرعابدین کابلی » کاوشگری که ۳۸ سال از عمر خود را صرف کاوش در شهداد کرده در صدر آنها قرار دارد. باستانشناسان اعتقاد دارند که در هیچ دورهای از تاریخ در ایران اجساد مومیایی نشدهاند. هرچند هیچ تأثیری در اصل ماجرا نداشته و این قاچاقچیان هستند که شبانه به گورستانی دستبرد میزنند تا برای خریداران دست به نقد مومیایی جعل کنند. اما چرا اجساد به اصطلاح «مومیایی شده» هرچند گاهی در کرمان پیدا میشوند و در صدر اخبار قرار میگیرند. منشأ این افسانه کجاست؟
«میرعابدین کابلی» آخرین بار در گفتوگو با خبرنگار روزنامه ایران اعلام کرده که دیگر به هیچ خبرنگاری درباره مومیایی شدن یا نشدن اجساد در ایران باستان پاسخ نخواهد داد. کابلی و همکارانش از جمله «نادر سلیمانی» کارشناس باستانشناس اداره کل میراث فرهنگی، صنایع دستی وگردشگری کرمان در حالی مدام روی این مسأله که در ایران باستان هرگز اجساد مومیایی نشده تأکید میکنند که اجسادی که به عنوان اجساد مومیایی شده توسط قاچاقچیان عرضه میشود، از گورستانهای اسلامی پیدا میشود.
آخرین خبر از این دست به پیدا شدن جسد مومیایی در بخش گلباف شهرستان بم برمیگردد، البته این بار برخلاف حوادث گذشته، این تیغ بولدوزر راهسازی بود که به جسد مومیایی شده رسید. پیش از آن اما اجساد زیادی در گورستانهای شهر کرمان پیدا شده بودند که هم در پی کاوشهای غیرمجاز حفاران و قاچاقچیان خبرساز شده بود. از این میان کوتوله ۲۵سانتیمتری شهداد پر سر و صداتر از همه بود و واکنشهای عجیبی را به دنبال داشت. کرمان یک نقطه مبهم دیگر هم دارد؛ وجود شهر تاریخی شهداد با دیوارهای کوتاه، بسیاری را به این نتیجه رسانده که این شهر در دورههای گذشته محل زندگی کوتولهها بوده است. شهری که ۳۸ سال توسط کابلی کاوش شده بود. این مسأله هم بارها به اعتراض کابلی منجر شده است. او اعتقاد دارد که دیوارها در طول زمان و براساس فرسایش بادی کوتاه شده است، اما پیدا شدن یک جسد کوتوله مومیایی شده در گورستانی در شهداد دوباره افسانه حضور کوتولهها و مومیاییها در کرمان را زنده کرد. واکنش کابلی به آن یک قصه دیگر را در ذهنها زنده کرد. او در اوج جنجالهای کوتوله ۲۵ سانتیمتری به خبرنگار ما گفته بود که آن روز هم که مومیایی شاهزاده خانم ایرانی از سیستان به پاکستان رفت و در هر دو کشور مدعیانی برای تصاحب پیدا کرد من اعلام کردم که چنین چیزی واقعیت ندارد. نظریه کابلی و باستانشناسان دیگر بعدها ثابت شد و همه ماجراها فروکش کرد. اما قصه شاهزاده ایرانی چه بود؟ شاهزاده خانمی ایرانی از دوره هخامنشی یعنی ۲۵۰۰ سال پیش. شاهزاده ایرانی درون یک پارچه مومیایی قهوهای رنگ و تابوتی چوبی قرار داشت با یک تاج، رونما و بالاپوشی از طلا. روی سینه او لوحی قرار داشت که او را رودگونه، دختر خشایارشاه هخامنشی معرفی کرده بود: «من دختر شاه بزرگ خشایارشاه هستم. من رودگونه هستم». امعا و احشای این جنازه به شیوه مومیایی مصر باستان بیرون آورده شده بود. خبر فوقالعاده بود. هیچ کس فکر نمیکرد روزگاری شاهد جسدی مومیایی شده در ایران باشد، چه رسد به مومیایی یک شاهزاده ایرانی. در اذهان بسیاری مومیایی تنها مختص به مصریان بود و بس. اما واقعیت تلخ ماجرا چیز دیگری بود که پلیس آن را کشف کرد. سال ۷۹ بود که زمزمه فروش جسد مومیایی شده یک شاهزاده ایرانی به گوش پلیس ایالتی بلوچستان پاکستان رسید. پلیس به کمین نشست و شاهزاده خانم را در منزل یکی از شورشیان و یاغیان این منطقه یافت. پلیس در آن زمان مدعی شد که شاهزاده در شهر سوخته، در جنوب شرقی ایران کشف شده و قرار بوده است به قیمت ۶۰۰ میلیون روپیه معادل ۱۰ میلیون دلار به فروش برسد.
اما قصه به همین سادگی پیش نرفت. کشف نخستین جسد مومیایی شده در ایران توجه بسیاری را به خود جلب کرد و نتیجه شگفتی را رقم زد. پروفسور رودیگر اشمیت، کتیبهای را که روی سینه شاهزاده قرار داشت، ترجمه کرد، این نخستین جرقه از آتش جنایتی بود که زیر تاریخی جعل شده، خوابیده بود. نتایج مطالعات اشمیت که در شماره ۵ نشریه «نامه ایران باستان» به چاپ رسیده، نکات شنیدنی و قابل تأملی داشت. رودیگر تمامی اشتباهات املایی، آوایی و دستوری کتیبه را مشخص کرد. برای مثال نخستین اشتباه، املای نام رودگونه بود. رودگونه در کتیبه rdgun آمده است؛ اما این اسم در زبان فارسی باستان باید به این صورت vrdagauna نگاشته میشد. کتیبه غلطهای املایی دیگری هم داشت. دیگر برای همه تقلبی بودن جسد محرز شده بود. پای کارشناسان پزشکی قانونی به پرونده باز شد تا پرده از رازی هولناک بردارد.
تحقیقات پزشکی قانونی آغاز شد
سی تی اسکن، عکسبرداری با اشعه ایکس و تحلیلهای رایانهای عکسها نشان داد این جنازه نه یک مومیایی باستانی، بلکه زنی است که بر اثر شکستگی گردن فوت شده؛ بررسی کالبدشکافی بر وقوع جنایتی هولناک صحه گذاشت. سرانجام کالبدشکافی و آزمایشهای دی.ان.ای نیز واقعیت تلخی را آشکار کرد. جسد متعلق به دختری ۲۱ ساله بود که ۱۵ ماه پیش از کشف، به قتل رسیده بود. قاچاقچیان تمام امعا و احشا و مغز وی را که احتمال فساد داشته خارج و به جای آن از یک پودر سفیدرنگ استفاده کردهاند تا مومیایی کردن اجساد در ایران در حد افسانه باقی بماند؛ هرچند هویت دختر سیستانی بین هیاهوی مومیایی بودن یا نبودن آن برای همیشه گم شد.
اما شهرت کوتوله ۲۵ سانتیمتری شهداد تا پیش از کشف حقیقت ماجرا هم مدیون دخالت پزشکی قانونی بود. شهرتی که ۵ سال بعد از فراموشی شاهزاده خانمی از سرزمین سیستان سر زبانها افتاد. دخالتی که البته اعتراض جامعه باستانشناسان را در پی داشت. مسأله به مجادله این دو گروه رسید. آزمایشهای پزشکی قانونی نشان میدهد این جسد ۲۵ – ۲۰ سانتی متری متعلق به فردی ۱۶-۱۵ ساله است. پس از اعلام این ادعا مجادلات بین انسان شناسان، باستانشناسان و پزشکی قانونی آغاز شد. باستانشناسان هیچ اهمیتی به نظر پزشکی قانونی نمیدادند و انسانشناسان معتقد بودند تنها کسانی هستند که میتوانند در این باره حرف آخر را بزنند.مومیایی شهداد را نیروی انتظامی کرمان در یک اتاق نگه داشته بود تا تکلیفاش روشن شود؛ موجودی ظریف که درون یک جعبه شیشهای برای همیشه به خواب رفته بود. آنها هیچ علاقهای به گفتوگو با اصحاب رسانه نداشتند. از سویی، اسکلت به وسیله حفاران غیرمجاز در یک گورستان اسلامی نبش قبر شده بود که مسأله را از نظر شرعی مهم جلوه میداد. آنطور که پلیس کرمان به خبرنگار ما گفته بود:« این اسکلت قرار بود با قیمت ۳ میلیارد تومان در کشور آلمان به فروش برسد.» اما مسأله برای باستانشناسان جذابیت نداشت. علاوه بر اینکه هیچ نشانی دال بر مومیایی شدن جسد در ایران باستان وجود نداشت، کوتوله مومیایی در یک گورستان اسلامی پیدا شده بود؛ یک گورستان سلجوقی. بنابراین باستانشناسان به همین مسأله اکتفا کردند که حتی اگر برخلاف تمام کاوشها و مستندات اجساد در ایران مومیایی میشدند، نباید در گورستانهای اسلامی دنبال آنها گشت. بنابراین همه چشمها به سوی تنها انسانشناس آن روز سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری رفت؛ دکتر فرزاد فروزانفر. او به محض اینکه به کرمان رسید سخن آخر را گفت. فروزانفر پس از بررسیها اعلام کرد اسکلت متعلق به یک نوزاد نارس است نه یک کوتوله مومیایی شده! همین. نوزاد بودن جسد، یک بار دیگر وجود سرزمین کوتولهها را در کرمان به بنبست رساند. کابلی باز هم با استناد به ۳۸ سال باستانشناسی مداوم در شهداد، وجود سرزمین کوتولهها را در ایران رد میکند: «بررسیها در طول این ۳۸ سال نشان داد خانههای به جا مانده که در حال حاضر ارتفاع آنها ۸۰ سانتی متر است، دارای ارتفاع ۱۹۰ سانتی متری بوده. هماکنون دیوارهایی به دست آمده که دارای ارتفاع ۵ سانتی متر است. آیا باید ادعا کرد انسانهایی که در این محدوده زندگی کردهاند، ۵ سانتی متر بودهاند.»
اما یک سوال باقی ماند، چرا گورستانهای کرمان به بهشت قاچاقچیان و حفاران غیرمجاز تبدیل شده است؟ نادر سلیمانی پاسخ این سؤال را میدهد. هرچند باعث نمیشود قاچاقچیانی که به طمع یافتن اجساد مومیایی، خواب مردگان تاریخی را بر میآشوبند دست از کار خود بکشند:
« در برخی نقاط شهداد بویژه دشت لوت، دما و شرایط آب و هوایی به گونهای است که جسد مدفون شده بر اثر نبود باکتری تجزیه نمیشود و فقط آب بدن آن از تبخیر میشود و پوست به استخوان میچسبد و به اصطلاح مومیایی طبیعی میشود، اما حقیقت ماجرا این است که شرایط آب و هوایی کرمان و یزد باعث شده برخی اجساد پیش از فاسد شدن، آب بدنشان تبخیر شود و به اصطلاح مومیایی طبیعی شوند.» کابلی باستانشناس هم خیلی جدی یک مسأله را از روزنامهنگاران میخواهد که از اجساد کشف شده در سرزمینهای کویری چون کرمان، یزد و… به عنوان اجساد مومیایی نام نبرند. او حتی گفتههای همکاران خود را درباره «مومیایی طبیعی» هم به نقد میکشاند و میگوید: «مومیایی طبیعی و غیر طبیعی نداریم.» همکاران او تنها مومیاییهای طبیعی در کشور را ۶ مرد نمکی معدن چهرآباد زنجان میدانند که براثر ریزش معدن نمک در آن مدفون شدهاند. اما کابلی اعتقاد دارد که برای آنها هم باید به دنبال یک نام دیگر گشت.
خرید بهترین فلزیاب های دنیا 09013545415
برچسبها: آیا در ایران باستان اجساد مردگان را مومیایی میکردند؟ مومیایی ها ایران باستان